در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای که نشاندهندهی کمبود اشتیاق و پشتکار باشد؛ به صورت تنبل یا بیدقت.
In a way that shows lack of enthusiasm and determination; lazily or carelessly.
«او با بیحوصلهگی هشدارها را نادیده گرفت.»
“He lackadaisically ignored the warnings.”
«او با بیعلاقگی روی پروژه کار کرد.»
“She worked lackadaisically on the project.”