laces

/ˈleɪsɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): laces

اسم — بند کفش

بند کفشبند

ریسمان‌ها یا بندهایی برای بسته شدن کفش یا لباس

Strings or cords used to fasten or tie shoes or clothing

«بند کفش‌هایش باز بود.»

His shoelaces were untied.

«او بندهای جدید برای چکمه‌هایش خرید.»

She bought new laces for her boots.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): lacedpast participle (مفعولی): laced-ing (حال): lacing3rd (سوم): laces

فعل — می‌بندد

می‌بنددبند می‌زند

شکل سوم شخص مفرد فعل 'lace' به معنی بستن با بند

Third person singular of 'lace', meaning to fasten with laces

«او قبل از دویدن بند کفش‌هایش را می‌بندد.»

He laces up his shoes before running.

«او چکمه‌ها را محکم می‌بندد.»

She laces the boots tightly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000