lace

/leɪs/
1noun (اسم)commonplural (جمع): laces

اسم — تور

تورگیپور

پارچه‌ای ظریف از نخ یا الیاف با طرحی باز و شبکه‌ای، که با ماشین یا دست ساخته می‌شود.

A delicate fabric made of yarn or thread in an open weblike pattern, made by machine or by hand.

«لباس عروسی او با تور زیبا تزئین شده بود.»

Her wedding dress was adorned with beautiful lace.

«او یاد گرفت که تور را با دست بسازد.»

She learned to make lace by hand.

تفاوت با واژه‌های مشابه
doilyرومیزی توری

رایج. یک زیرانداز تزئینی کوچک، معمولاً از تور یا کاغذ، برای محافظت از سطوح یا به عنوان دکوراسیون. این یک نوع خاص از آیتم توری است و با پارچه کلی قابل جایگزینی نیست. 'یک رومیزی توری' درست است، نه 'یک لباس رومیزی'.

Common. A small ornamental mat, typically made of lace or paper, used to protect surfaces or as decoration. It's a specific type of lace item, not interchangeable with the general fabric. 'A lace doily' works, not 'a doily dress'.

nettingتوری

رایج. ماده‌ای که از شبکه‌ای از نخ‌ها، طناب‌ها یا سیم‌ها ساخته شده است. از نظر ساختار مشابه است اما اغلب درشت‌تر است و برای اهداف کاربردی مانند تور ماهیگیری یا توری حشرات استفاده می‌شود، بر خلاف تور تزئینی. 'توری ماهیگیری' درست است، نه 'تور ماهیگیری'.

Common. A material made of a network of threads, cords, or wires. It's similar in structure but often coarser and used for functional purposes like fishing nets or insect screens, unlike decorative lace. 'Fishing netting' works, not 'fishing lace'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): laces

اسم — بند

بندبند کفش

یک بند یا ریسمان که از سوراخ‌ها یا قلاب‌ها عبور داده می‌شود تا دو لبه را به هم بکشد، معمولاً در کفش یا کرست.

A cord or string passed through eyelets or hooks to draw two edges together, typically on shoes or corsets.

«یکی از بند کفش‌هایم پاره شد.»

One of my shoelaces broke.

«او برای بستن بندهای چکمه‌های جدیدش تقلا می‌کرد.»

He struggled to tie the laces on his new boots.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stringنخ

رایج. یک اصطلاح کلی برای تکه‌ای از نخ یا ریسمان. 'Lace' نوع خاصی از بند است که برای بستن استفاده می‌شود، در حالی که 'string' کاربردهای گسترده‌تری مانند بستن بسته‌ها دارد. 'با نخ ببند' درست است، 'با بند ببند' ممکن است به طور خاص به بند کفش اشاره کند.

Common. A general term for a piece of twine or cord. 'Lace' is a specific type of string used for fastening, while 'string' has broader uses like tying packages. 'Tie with string' works, 'tie with lace' might imply shoelace specifically.

cordطناب

رایج. یک طناب یا بند انعطاف‌پذیر، اغلب بافته‌شده، که عموماً از نخ ضخیم‌تر است. 'Lace' یک طناب نازک‌تر و تخصصی‌تر است. 'یک سیم برق' درست است، اما 'یک بند برق' درست نیست.

Common. A flexible, often braided rope or string, generally thicker than a string. 'Lace' is a thinner, more specialized cord. 'An electrical cord' works, 'an electrical lace' does not.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): lacedpast participle (مفعولی): laced-ing (حال): lacing3rd (سوم): laces

فعل — بند بستن

بند بستنمحکم کردن با بند

با بند یا بندها بستن یا محکم کردن.

To fasten or tighten with a lace or laces.

«او به سرعت بند چکمه‌های کوهنوردی خود را بست.»

He quickly laced up his hiking boots.

«او به کودک کمک کرد تا کفش‌هایش را بند ببندد.»

She helped the child lace her shoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tieبستن

رایج. یک فعل عمومی‌تر برای بستن با گره. 'Lace' به طور خاص به استفاده از بند یا ریسمان از طریق سوراخ‌ها اشاره دارد. 'گره زدن' درست است، 'بند گره زدن' درست نیست. 'کفش‌هایت را ببند' اغلب به جای 'کفش‌هایت را بند بزن' استفاده می‌شود.

Common. A more general verb for fastening with a knot. 'Lace' specifically implies using a lace or cord through eyelets. 'Tie a knot' works, 'lace a knot' does not. 'Tie your shoes' is often used interchangeably with 'lace your shoes'.

fastenبستن

رایج. یک فعل گسترده برای وصل کردن یا محکم کردن چیزی. 'Lace' یک روش خاص بستن است. 'کمربند ایمنی خود را ببندید' درست است، 'کمربند ایمنی خود را بند بزنید' درست نیست.

Common. A broad verb for attaching or securing something. 'Lace' is a specific method of fastening. 'Fasten your seatbelt' works, 'lace your seatbelt' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000