tie

/taɪ/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): tiedpast participle (مفعولی): tied-ing (حال): tying3rd (سوم): ties

فعل — گره زدن

گره زدنبستن

با طناب، نخ یا چیزی مشابه محکم کردن یا بستن.

To fasten or secure with a cord, rope, or something similar.

«می‌توانید بند کفشم را گره بزنید؟»

Can you tie my shoelaces?

«او قایق را به اسکله بست.»

He tied the boat to the dock.

تفاوت با واژه‌های مشابه
knotگره زدن

رایج. 'Knot' به طور خاص به عمل تشکیل یک گره در طناب یا نخ اشاره دارد. 'Tie' گسترده‌تر است و به بستن به طور کلی اشاره دارد که ممکن است شامل گره باشد یا نباشد. 'گره زدن بند کفش' شامل گره است، اما 'بستن یک بسته' فقط به معنای محکم کردن آن است.

Common. 'Knot' specifically refers to the act of forming a knot in a rope or string. 'Tie' is broader, referring to fastening in general, which might or might not involve a knot. 'Tie your shoelaces' involves a knot, but 'tie up a package' just means securing it.

bindبستن

رسمی. محکم بستن یا محکم کردن، اغلب برای محدود کردن. 'Bind' می‌تواند به بستن محکم‌تر یا محدودکننده‌تر از 'tie' اشاره کند. 'بستن یک زندانی' در مقابل 'بستن یک روبان'.

Formal. To tie or fasten tightly, often for restraint. 'Bind' can imply a stronger or more restrictive fastening than 'tie'. 'Bind a prisoner' versus 'tie a ribbon'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): ties

اسم — کراوات

کراواتپاپیون

نواری از پارچه که دور یقه پیراهن بسته می‌شود و در جلو گره می‌خورد.

A strip of material worn around the collar of a shirt, tied in a knot at the front.

«او یک پیراهن آبی و یک کراوات راه راه پوشیده بود.»

He wore a blue shirt and a striped tie.

«قبل از مصاحبه باید کراوات خود را اتو کنید.»

You need to iron your tie before the interview.

تفاوت با واژه‌های مشابه
necktieکراوات

رایج. اصطلاح خاص‌تر برای این لباس. 'Tie' اغلب در گفتار روزمره با 'necktie' قابل تعویض است، اما 'necktie' به وضوح نشان می‌دهد که این یک نوع دیگر از کراوات (مثلاً کش مو) نیست.

Common. A more specific term for the item of clothing. 'Tie' is often used interchangeably with 'necktie' in everyday speech, but 'necktie' makes it clear it's not a different type of tie (e.g., a hair tie).

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000