unlace

un·lace/ˌʌnˈleɪs/
un-reverse or removelacea string or cord for fastening
verb (فعل)commonpast (گذشته): unlacedpast participle (مفعولی): unlaced-ing (حال): unlacing3rd (سوم): unlaces

فعل — باز کردن بند

باز کردن بندشل کردن بند

باز کردن یا شل کردن بند کفش، لباس یا اشیاء دیگر.

To undo or loosen laces on shoes, clothing, or other items.

«او پس از پیاده‌روی طولانی، چکمه‌هایش را باز کرد.»

She unlaced her boots after a long hike.

«او قبل از استراحت بند کفش‌هایش را باز می‌کند.»

He unlaces his shoes before relaxing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loosenشل کردن

رایج. به معنی کمتر سفت کردن، در بسیاری زمینه‌ها قابل تعویض.

Common. Means to make less tight, interchangeable in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000