در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نداشتن دانش یا آگاهی درباره موضوعی؛ ندانستن.
To not know something; to be unaware of.
«من جواب آن سوال را نمیدانم.»
“I unknow the answer to that question.”
«او به نظر میرسد قوانین را نمیداند.»
“She seems to unknow the rules.”