unkempt

un·kempt/ʌnˈkɛmpt/
un-negationkemptneat or tidy
adjective (صفت)common

صفت — نامرتب

نامرتبآشفته

ظاهر نامرتب یا درهم و نامنظمی.

Having an untidy or messy appearance.

«او پس از یک روز طولانی نامرتب به نظر می‌رسید.»

He looked unkempt after a long day.

«موهای نامرتب او نیاز به شانه داشت.»

Her unkempt hair needed brushing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
messyنامرتب

رایج. برای ظاهر کثیف یا بی‌نظم قابل جایگزین است.

Common. Interchangeable for dirty or disorganized appearance.

untidyنامرتب

رایج. معنی مشابه، معمولاً برای بی‌نظمی کلی.

Common. Similar meaning, often for general disorder.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000