در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ظاهر نامرتب یا درهم و نامنظمی.
Having an untidy or messy appearance.
«او پس از یک روز طولانی نامرتب به نظر میرسید.»
“He looked unkempt after a long day.”
«موهای نامرتب او نیاز به شانه داشت.»
“Her unkempt hair needed brushing.”
رایج. برای ظاهر کثیف یا بینظم قابل جایگزین است.
Common. Interchangeable for dirty or disorganized appearance.
رایج. معنی مشابه، معمولاً برای بینظمی کلی.
Common. Similar meaning, often for general disorder.