در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اتاق یا ساختمانی که برای انجام آزمایشها و تحقیقات علمی مجهز شده است.
A room or building equipped for scientific experiments or research.
«دانشمند دیر وقت در آزمایشگاه کار میکند.»
“The scientist works late in the lab.”
«تست شیمی را در آزمایشگاه مدرسه انجام دادیم.»
“We did the chemistry test in the school lab.”
رسمی. مترادف دقیق که بیشتر در متون رسمی یا دانشگاهی استفاده میشود؛ lab کوتاهشده غیررسمی است اما هر دو به یک مکان اشاره دارند.
Formal. Exact synonym used chiefly in formal or academic contexts; 'lab' is an informal shortening but both mean the same place.
مخفف نژاد سگ لابرادور.
Short for Labrador, a breed of dog.
«او یک لابرادور سیاه دوستانه دارد.»
“She has a friendly black lab.”
«لابرادورها به عنوان سگهای خوب خانوادگی شناخته میشوند.»
“Labs are known for being good family dogs.”
'Lab' نام غیررسمی رایج برای این نژاد سگ است و در زبان انگلیسی روزمره استفاده میشود.
Formal/common. 'Lab' is the common informal nickname for this dog breed used by native English speakers.