laboured

la·boured/ˈleɪbəd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more labouredsuperlative (عالی): most laboured

صفت — پرزحمت

پرزحمتدشوار

انجام شده با دشواری و تلاش زیاد؛ آهسته یا پرزحمت

done with difficulty and effort; slow or strained

«نفس‌کشیدن او پس از دویدن دشوار بود.»

His breathing was laboured after running.

«او با صدایی پرزحمت صحبت کرد.»

She spoke in a laboured voice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
difficultسخت

رایج. معنی مشابه اما همیشه کند یا پرزحمت را نمی‌رساند.

Common. Similar meaning but doesn't always imply slow or strained.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000