laborsaving

la·bor·sav·ing/ˈleɪbərˌseɪvɪŋ/
laborworksavingreducing or conserving
adjective (صفت)common

صفت — کارامد

کارامدصرفه‌جویی‌کننده در کار

طوری طراحی شده که مقدار کار لازم برای انجام یک وظیفه را کاهش دهد.

Designed to reduce the amount of work needed to perform a task.

«این دستگاه کارامد زمان تمیزکاری را نصف کرد.»

The laborsaving device cut the cleaning time in half.

«روش‌های صرفه‌جویی در کار باعث افزایش تولید کارخانه شده‌اند.»

Laborsaving techniques have improved factory productivity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
efficientکارآمد

رایج. معنی مشابه اما کارآمد بیشتر به کل عملکرد مربوط است، نه فقط صرفه‌جویی در کار؛ laborsaving بیشتر به ابزار یا روش اشاره دارد.

Common. Similar meaning but 'efficient' emphasizes effectiveness in general, not just labor saving; 'laborsaving' often refers specifically to tools or methods.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000