در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی که نیاز به تلاش و زمان زیاد دارد، معمولاً با کندی و دشواری.
In a way that takes a lot of effort and time, often slowly and with difficulty.
«او با زحمت زیاد گزارش را تمام کرد.»
“He laboriously completed the report.”
«کار با سختی و طی هفتهها انجام شد.»
“The work was done laboriously over weeks.”
رسمی. بر تلاش طولانی و کسلکننده تمرکز دارد؛ مشابه اما منفیتر از 'با زحمت'.
Formal. Focuses on long, dull effort; similar but more negative than 'laboriously'.