lacerate

lac·er·ate/ˈlæsəreɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): laceratedpast participle (مفعولی): lacerated-ing (حال): lacerating3rd (سوم): lacerates

فعل — پاره کردن

پاره کردنبریدن عمیق

پاره کردن یا ایجاد بریدگی‌های عمیق در گوشت یا پوست.

To tear or make deep cuts in flesh or skin.

«شیشه شکست و بازوی او را پاره کرد.»

The glass shattered and lacerated his arm.

«زخم‌های پاره شده نیاز به مراقبت پزشکی فوری دارند.»

Lacerate wounds require immediate medical attention.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

رایج. اصطلاح عمومی برای ایجاد برش، شدت کمتری نسبت به lacerate دارد.

Common. General term for making an incision, less severe than lacerate.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000