lacerated

lac·er·at·ed/ˈlæsəreɪtɪd/
lacer-tear, mangle-ateto do, to make-edpast tense / past participle
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more laceratedsuperlative (عالی): most lacerated

صفت — پاره پاره شده

پاره پاره شدهزخمی شدهچاک خورده

دارای زخمی که یک بریدگی عمیق یا پارگی در پوست یا گوشت است.

Having a wound that is a deep cut or tear in skin or flesh.

«کوهنورد از سقوط دچار پارگی شدید بازو شد.»

The hiker suffered a severely lacerated arm from the fall.

«بیمار زخم عمیق و پاره‌پاره‌ای روی پایش داشت.»

The patient had a deep, lacerated wound on his leg.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tornپاره شده

روزمره. از نظر معنی بسیار نزدیک به 'lacerated'، به خصوص برای پوست یا پارچه. 'یک پیراهن پاره' یا 'یک رباط پاره' به خوبی کاربرد دارد. 'Lacerated' به زخم شدیدتر و ناهموارتر اشاره دارد.

Everyday. Very close in meaning to 'lacerated', especially for skin or fabric. 'A torn shirt' or 'a torn ligament' works well. 'Lacerated' implies a more severe, jagged wound.

mangledله شده

توصیفی. به آسیب شدید اشاره دارد که اغلب در اثر له شدن یا پیچاندن ایجاد شده و منجر به تغییر شکل شدید یا پاره شدن می‌شود. قوی‌تر از lacerated است و اغلب آسیب غیرقابل برگشت را پیشنهاد می‌کند. 'دست او در ماشین له شده بود.'

Descriptive. Implies severe damage, often by crushing or twisting, resulting in a badly disfigured or torn state. Stronger than lacerated and often suggests irrecoverable damage. 'His hand was mangled in the machinery.'

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): laceratedpast participle (مفعولی): lacerated-ing (حال): lacerating3rd (سوم): lacerates

فعل — پاره کرده

پاره کردهزخمی کرده

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'پاره کردن'؛ پاره کردن یا ایجاد بریدگی‌های عمیق در (گوشت یا پوست).

Past tense and past participle of lacerate; to tear or make deep cuts in (flesh or skin).

«سیم خاردار هنگام تلاش او برای بالا رفتن، پایش را پاره کرد.»

The barbed wire lacerated his leg when he tried to climb over it.

«افتادن روی شیشه شکسته دست او را پاره کرد.»

Falling on the broken glass lacerated her hand.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cutبریدن

روزمره. اصطلاح کلی برای ایجاد بریدگی. 'cut' می‌تواند سطحی یا عمیق باشد، در حالی که 'lacerated' به طور خاص به یک پارگی عمیق و نامنظم اشاره دارد. 'او انگشتش را برید' کمتر از 'او انگشتش را پاره کرد' شدید است.

Everyday. General term for making an incision. 'Cut' can be superficial or deep, while 'lacerated' specifically means a deep, irregular tear. 'He cut his finger' is less severe than 'He lacerated his finger'.

rippedپاره کرد

روزمره. پارگی چیزی را اغلب با زور توصیف می‌کند. 'ripped' می‌تواند برای پارچه، کاغذ یا گوشت به کار رود، اما 'lacerated' از نظر پزشکی برای گوشت خاص‌تر است. 'او شلوارش را پاره کرد' در مقابل 'او پایش را پاره کرد'.

Everyday. Describes tearing something, often with force. 'Ripped' can apply to fabric, paper, or flesh, but 'lacerated' is more medically specific for flesh. 'He ripped his trousers' vs. 'He lacerated his leg'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000