last-ditch

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈlæst dɪtʃ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more last-ditchsuperlative (عالی): most last-ditch

صفت — آخرین‌لحظه‌ای

آخرین‌لحظه‌ایاز سر ناچاری

به‌عنوان آخرین تلاش برای جلوگیری از شکست یا فاجعه انجام‌شده.

Made as a final attempt to avoid failure or disaster.

«آن‌ها آخرین تلاششان را برای نجات مغازه کردند.»

They made a last-ditch effort to save the shop.

«یک توافق در آخرین لحظه جلوی اعتصاب را گرفت.»

A last-ditch deal prevented the strike.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000