laterally

lat·er·al·ly/ˈlæt.ə.rəl.i/
laterside-alrelating to-lyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): placeadjective (صفت): lateralposition (جایگاه): middle

قید — به صورت جانبی

به صورت جانبیبه پهلو

در جهتی به سمت پهلو؛ به صورت جانبی.

In a direction toward the side; sideways.

«بازیکن برای دوری از مدافع به صورت جانبی حرکت کرد.»

The player moved laterally to avoid the defender.

«جابجایی بار به پهلو می‌تواند باعث عدم تعادل شود.»

Laterally shifting the load can cause imbalance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000