laureate

lau·re·ate/ˈlɔːriət/
1noun (اسم)formalplural (جمع): laureates

اسم — برنده جایزه

برنده جایزهجایزه‌دارشاعر دربار

فردی که به خاطر دستاوردهای برجسته خلاقانه یا فکری، با جایزه افتخار می‌شود.

A person who is honored with an award for outstanding creative or intellectual achievement.

«او برنده جایزه نوبل شیمی شد.»

She became a Nobel laureate in Chemistry.

«شاعر دربار اغلب برای رویدادهای ملی شعر می‌نویسد.»

The poet laureate often writes for national events.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recipientدریافت کننده

عمومی. هر کسی که چیزی دریافت می‌کند، لزوماً جایزه با افتخار بالا نیست. 'او دریافت کننده یک بورس تحصیلی بود' درست است، 'جایزه‌دار نوع خاصی از دریافت کننده است.'

General. Anyone who receives something, not necessarily an award of high distinction. 'He was the recipient of a scholarship.' Works, 'A laureate is a specific type of recipient.'

2adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more laureatesuperlative (عالی): most laureate

صفت — تاج‌دار

تاج‌داربرنده‌شده

با برگ بو تاج‌گذاری شده به نشانه افتخار؛ مفتخر به جایزه.

Crown with laurel as a mark of honor; honored with an award.

«او شاعر جایزه‌دار کشورش است.»

He is a laureate poet of his country.

«اثر برنده جایزه در موزه به نمایش گذاشته شد.»

The laureate work was displayed in the museum.

تفاوت با واژه‌های مشابه
awardedجایزه گرفته

رایج. صرفاً به معنای دریافت جایزه است. 'فیلم جایزه گرفته' درست است، 'شاعر جایزه‌دار یک شاعر جایزه گرفته است.'

Common. Simply refers to having received an award. 'The awarded film.' Works, 'The laureate poet is an awarded poet.'

honoredمورد احترام

عمومی. به معنای دریافت احترام یا تقدیر ویژه. 'یک مهمان مورد احترام' درست است، 'شخص جایزه‌دار با یک جایزه مورد احترام قرار می‌گیرد.'

General. To be given special recognition or respect. 'An honored guest.' Works, 'A laureate person is honored with an award.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000