lay odds

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/leɪ ɑdz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — شرط بستن

شرط بستناحتمال دادن

با ضریب مشخص شرط‌بندی کردن یا با اطمینان نتیجه‌ای را پیش‌بینی کردن.

To offer a bet at stated odds, or confidently predict an outcome.

«شرط می‌بندم او زود می‌رسد.»

I would lay odds that she arrives early.

«بنگاه شرط‌بندی برای مسابقهٔ نهایی ضریب گذاشت.»

The bookmaker laid odds on the final.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000