در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شکل جمع 'leg'، اندامی در حیوان یا انسان که برای حمایت از بدن و راه رفتن استفاده میشود.
The plural form of 'leg', a limb of an animal or person, used for supporting the body and for walking.
«بعد از پیادهروی طولانی پاهایم خسته هستند.»
“My legs are tired after the long walk.”
«او پاهایی بلند و باریک دارد.»
“She has long, slender legs.”
رسمی. یک اصطلاح گستردهتر است که به هر زائده زوجی برجسته در حیوان، از جمله دستها و پاها اشاره دارد. «Legs» مخصوص اندامهای تحتانی است که برای حرکت و حمایت استفاده میشوند. مثال: «هر چهار اندام مجروح بودند.»
Formal. A broader term referring to any projecting paired appendage of an animal, including arms and legs. 'Legs' is specific to the lower limbs used for locomotion and support. 'All four limbs were injured.'
شکل جمع 'leg'، یک پایه برای قطعهای از مبلمان، مانند صندلی یا میز.
The plural form of 'leg', a support for a piece of furniture, such as a chair or table.
«یکی از پایههای صندلی لق است.»
“One of the chair legs is wobbly.”
«میز چهار پایه محکم دارد.»
“The table has four sturdy legs.”
رایج. «Supports» یک اصطلاح کلی برای هر چیزی است که شیئی را نگه میدارد. «Legs» مخصوص ساختارهای عمودی مبلمان است. مثال: «میز به پایههای محکمتری نیاز دارد.»
Common. 'Supports' is a general term for anything that holds up an object. 'Legs' is specific to the vertical structures of furniture. 'The table needs stronger supports.'
رایج. اغلب برای تکیهگاههای موقت یا برای وسایلی که از افتادن چیزی جلوگیری میکنند، استفاده میشود. «Legs» بخشهای جداییناپذیر و دائمی هستند. مثال: «آنها برای نگه داشتن چادر از تکیهگاه استفاده کردند.»
Common. Often used for temporary supports or for items that prevent something from falling. 'Legs' are integral, permanent parts. 'They used props to hold up the tent.'