legislate

leg·is·late/ˈlɛdʒɪsleɪt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): legislatedpast participle (مفعولی): legislated-ing (حال): legislating3rd (سوم): legislates

فعل — قانون‌گذاری کردن

قانون‌گذاری کردنمصوب کردن

ساختن یا تصویب قوانین.

To make or enact laws.

«پارلمان قوانین جدید محیط زیستی را تصویب خواهد کرد.»

Parliament will legislate new environmental rules.

«آن‌ها ممنوعیت سیگار کشیدن در داخل ساختمان را قانونی کردند.»

They legislated a ban on smoking indoors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enactمصوب کردن

مترادف رسمی برای تصویب قانون؛ در زمینه‌های حقوقی قابل جایگزینی است.

Formal synonym used for passing laws; interchangeable with legislate in legal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000