lemming

lem·ming/ˈlɛmɪŋ/
noun (اسم)commonplural (جمع): lemmings

اسم — موش قطبی

موش قطبیلمینگ

نوعی جوندۀ کوچک قطبی که به مهاجرت‌های ناگهانی گروهی معروف است.

A small Arctic rodent known for its sudden mass migrations.

«لمینگ‌ها در زمستان به شکل دسته‌جمعی مهاجرت می‌کنند.»

Lemmings migrate in large groups during the winter.

«لمینگ به محیط‌های سرد سازگار شده است.»

The lemming is adapted to cold environments.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000