liaise

/liˈeɪz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): liaisedpast participle (مفعولی): liaised-ing (حال): liaising3rd (سوم): liaises

فعل — ارتباط برقرار کردن

ارتباط برقرار کردنهمکاری کردن

ارتباط و همکاری با دیگران برای رسیدن به هدف مشترک.

To communicate and cooperate with others to achieve a common goal.

«او با تیم بازاریابی به خوبی همکاری کرد.»

She liaised with the marketing team effectively.

«باید به صورت نزدیک با تامین‌کنندگان ارتباط برقرار کنیم.»

We need to liaise closely with suppliers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coordinateهماهنگ کردن

متداول. معنی بسیار نزدیک و معمولاً در سازمان‌دهی کارها جایگزین می‌شود.

Common. Very similar meaning often interchangeable when referring to organizing activities together.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000