lickety

lick·et·y/ˈlɪk.ə.ti/
adverb (قید)informaltype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — سرعتاً

سرعتاًسریع

به سرعت و با جنب‌وجوش زیاد؛ خیلی سریع.

Quickly and lively; very fast.

«او خیلی سریع دوید تا به اتوبوس برسد.»

He ran lickety-split to catch the bus.

«او تکالیفش را خیلی سریع تمام کرد.»

She finished her homework lickety-fast.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quicklyسریع

رایج و معمولاً در زمینه سرعت قابل استفاده است.

Common and generally interchangeable in contexts implying speed.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000