lisps

/lɪsps/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lispsedpast participle (مفعولی): lispsed-ing (حال): lispsing3rd (سوم): lispses

فعل — لَب لب

لَب لبلَب لَب کردن

با لهجه‌ای که در آن صدای س ت به شکل ث ادا می‌شود صحبت کردن.

To speak with a lisp, pronouncing ‘s’ as ‘th’.

«وقتی صحبت می‌کند، لب لب می‌کند.»

He lisps when he speaks.

«کودک در هنگام رشد گفتار بعضی صداها را لب لب می‌کند.»

The child lisps some sounds during speech development.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000