در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به آرامی با زبان زدن یا مایع را به آرامی خوردن.
To lick lightly or to lap up liquid gently.
«گربه شیر را آرام لیس زد.»
“The cat lished the milk from the bowl.”
«او قطرات آب را از روی لیوان آرام زبان زد.»
“He lished the water droplets off the glass.”
رایج. معادل دقیق در بسیاری از موارد لمس یا چشیدن با زبان.
Common. Exact equivalent in many contexts of touching or tasting with the tongue.