live rough

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈlɪv rʌf/
phrase (عبارت)common

عبارت — بی‌سرپناه زندگی کردن

بی‌سرپناه زندگی کردندر شرایط سخت زندگی کردن

بدون خانه یا امکانات معمول، اغلب در فضای باز، زندگی کردن.

To live outdoors or without normal housing and comforts.

«او چند ماه بی‌سرپناه زندگی کرد.»

He lived rough for several months.

«می‌ترسیدند او در شهر بی‌سرپناه زندگی کند.»

They feared she was living rough in the city.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000