live to tell the tale

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈlɪv tə tɛl ðə teɪl/
phrase (عبارت)common

عبارت — زنده ماندن تا ماجرا را تعریف کرد

زنده ماندن تا ماجرا را تعریف کردجان سالم به در بردن

از تجربه‌ای خطرناک زنده بیرون آمدن و بعد بتوان درباره‌اش حرف زد.

To survive a dangerous experience and be able to describe it afterward.

«او از دریای طوفانی گذشت و زنده ماند تا ماجرا را تعریف کند.»

She crossed the stormy sea and lived to tell the tale.

«کوهنوردان کمی زنده ماندند تا ماجرا را تعریف کنند.»

Few climbers lived to tell the tale.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000