live to tell the tale
/ˈlɪv tə tɛl ðə teɪl/
phrase (عبارت)common
عبارت — زنده ماندن تا ماجرا را تعریف کرد
زنده ماندن تا ماجرا را تعریف کردجان سالم به در بردن
از تجربهای خطرناک زنده بیرون آمدن و بعد بتوان دربارهاش حرف زد.
To survive a dangerous experience and be able to describe it afterward.
«او از دریای طوفانی گذشت و زنده ماند تا ماجرا را تعریف کند.»
“She crossed the stormy sea and lived to tell the tale.”
«کوهنوردان کمی زنده ماندند تا ماجرا را تعریف کنند.»
“Few climbers lived to tell the tale.”