livest

liv·est/ˈlaɪvɪst/
liveto be alive / current-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): liversuperlative (عالی): livest

صفت — زنده‌ترین

زنده‌ترینپرشورترینجاری‌ترین

پر جنب و جوش‌ترین، پرانرژی‌ترین یا فعال‌ترین در حال حاضر؛ زنده‌ترین یا پرنشاط‌ترین. (صفت عالی 'live')

Most full of life, energy, or current activity; most vital or energetic. (Superlative form of 'live')

«آن پرشورترین کنسرتی بود که تا به حال در آن شرکت کرده بودم.»

That was the livest concert I've ever attended.

«او زنده‌ترین عضو تیم ماست، همیشه پر از ایده‌های جدید.»

She is the livest member of our team, always full of new ideas.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000