logjam
log·jam/ˈlɒgdʒæm/
loga cut piece of tree trunkjama blockage or obstruction
noun (اسم)commonplural (جمع): logjams
اسم — مسدود شدن با تنه درخت
مسدود شدن با تنه درختبنبست
تودهای از تنههای درخت که رودخانه را مسدود میکند؛ بهطور مجازی، وضعیتی که به بنبست رسیده است.
A crowded mass of logs blocking a river; figuratively, a stalled situation or deadlock.
«مسدود شدن مجمعالورودها مانع حرکت قایقها به پایین رودخانه شد.»
“The logjam prevented boats from moving downstream.”
«مذاکرات به بنبستی بدون توافق ختم شد.»
“Negotiations ended in a logjam with no agreement.”
تفاوت با واژههای مشابه
deadlock— بنبست
رایج. به هر وضعیتی که پیشرفت متوقف شود گفته میشود، در کاربردهای مجازی قابل جایگزینی است.
Common. Refers to any situation where progress is blocked, interchangeable in figurative uses.