loll

/lɒl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lolledpast participle (مفعولی): lolled-ing (حال): lolling3rd (سوم): lolls

فعل — لم دادن

لم دادنول بودنآویزان بودن

به صورت راحت و تنبلانه نشستن، دراز کشیدن یا ایستادن.

To sit, lie, or stand in a relaxed, lazy, or drooping way.

«او روی کاناپه لم داده و تلویزیون نگاه می‌کرد.»

He lolled on the couch watching TV.

«سگ زبانش را بیرون آورده و ول روی آفتاب بود.»

The dog lolled its tongue in the sun.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reclineتکیه دادن

رایج. می‌تواند به جای 'loll' برای نشستن یا دراز کشیدن استفاده شود، اما 'loll' معمولاً تنبلی بیشتر را نشان می‌دهد.

Common. Can replace 'loll' when sitting or lying back, but 'loll' often implies more laziness or slouchiness.

loungingول بودن

محاوره‌ای. به نشستن یا دراز کشیدن راحت و تنبلانه اشاره دارد، معمولاً در موقعیت‌های غیررسمی.

Informal. Indicates lazy or relaxed sitting or lying down, often used in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000