فعل عبارتی — مراقبت کردن
مراقبت کردنرسیدگی کردن
مراقب شخص یا چیزی بودن و مسئول سلامت و امنیت آن بودن.
To take care of someone or something; be responsible for their well-being.
«میتوانی موقع نبودنم از سگم مراقبت کنی؟»
“Can you look after my dog while I'm away?”
«او بعد از مدرسه مراقب برادر کوچکش است.»
“She looks after her little brother after school.”