فعل — خراب کردن
(عامیانه) خراب کردن یا تباه کردن چیزی.
(Slang) To mess up or spoil something.
«او واقعاً کل پروژه را خراب کرد.»
“He really loused up the whole project.”
«با دیر رسیدن فرصتهایم را از دست دادم.»
“I loused up my chances by being late.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. وقتی چیزی به طور کامل نابود یا بیاستفاده شده باشد، قابل تعویض است. 'باران پیکنیک را تباه کرد' درست است، 'او پروژه را خراب کرد' درست است. 'تباه شده' معمولاً قویتر است.
Everyday. Can be used interchangeably when something is completely destroyed or made useless. 'The rain ruined the picnic' works, 'he loused up the project' works. 'Ruined' is generally stronger.
متضادها
صفت — شپشزده
آلوده به شپش.
Infested with lice.
«تشک کهنه کاملاً شپشزده بود.»
“The old mattress was completely loused.”
«او مجبور شد موهایش را بتراشد زیرا کاملاً شپشزده بود.»
“He had to shave his head because it was so loused.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. وقتی به هجوم آفات اشاره دارد، قابل تعویض است. 'آلوده به حشرات' درست است، 'مملو از شپش' درست است. 'Loused' به طور خاص به شپش اشاره دارد.
Everyday. Can be used interchangeably when referring to being overrun by pests. 'Infested with insects' works, 'loused with lice' works. 'Loused' specifically refers to lice.