در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نورانی یا بازتابنده نور؛ درخشان
Radiating or reflecting light; shining
«کریستال روشن در نور خورشید میدرخشید.»
“The lucent crystal sparkled in the sunlight.”
«لبخند درخشان او اتاق را روشن کرد.»
“Her lucent smile brightened the room.”
رایج. مترادف واضح در زمینه نورانی بودن.
Common. Clear synonym in many contexts expressing shining light.