lucent

lu·cent/ˈluːsənt/
luc-light-entcharacterized by
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more lucentsuperlative (عالی): most lucent

صفت — شفاف

شفافنورانیدرخشان

نورانی یا بازتابنده نور؛ درخشان

Radiating or reflecting light; shining

«کریستال روشن در نور خورشید می‌درخشید.»

The lucent crystal sparkled in the sunlight.

«لبخند درخشان او اتاق را روشن کرد.»

Her lucent smile brightened the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brightروشن

رایج. مترادف واضح در زمینه نورانی بودن.

Common. Clear synonym in many contexts expressing shining light.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000