luff

/lʌf/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): luffedpast participle (مفعولی): luffed-ing (حال): luffing3rd (سوم): luffs

فعل — چرخیدن به سمت باد

چرخیدن به سمت باد

دماغه قایق بادبانی را به سمت باد چرخاندن تا بادبان‌ها بلرزند

To turn a sailing boat’s bow toward the wind so the sails flutter

«ملوان قایق را به سمت باد چرخاند تا سرعت کم شود.»

The sailor luffed the boat to reduce speed.

«در نزدیکی ساحل بادبان‌ها را به سمت باد بچرخان با دقت.»

Luff carefully when near the shore.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000