lurch

/lɜːrtʃ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lurchedpast participle (مفعولی): lurched-ing (حال): lurching3rd (سوم): lurches

فعل — تلوتلو خوردن

تلوتلو خوردنحرکت ناگهانی کردن

به طور ناگهانی و خارج از کنترل به جلو یا کنار حرکت کردن.

To suddenly move forward or sideways in an uncontrolled way.

«کشتی در دریای طوفانی تلوتلو خورد.»

The ship lurched in the stormy sea.

«او ناگهان به جلو خم شد تا جعبه‌ی در حال سقوط را بگیرد.»

He lurched forward to catch the falling box.

تفاوت با واژه‌های مشابه
staggerتلوتلو خوردن

رایج. حرکت ناپایدار را تأکید می‌کند؛ معنی مشابه و اغلب جایگزین است.

Common. Emphasizes unsteady movement; similar meaning and often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000