lurched

/lɜːrtʃt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): lurchedpast participle (مفعولی): lurched-ing (حال): lurching3rd (سوم): lurches

فعل — لرزش ناگهانی

لرزش ناگهانیحرکت نامتعادل

حرکتی ناگهانی و ناپایدار، مخصوصاً به جلو یا به یک طرف انجام دادن

Made an abrupt, unsteady movement, especially forward or to the side

«ماشین ناگهانی به جلو حرکت کرد.»

The car lurched forward unexpectedly.

«هنگام راه رفتن روی یخ تعادلش را از دست داد.»

He lurched while trying to walk on the ice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
staggeredتلوتلو خوردن

رایج. مشابه ولی ممکن است ناپایداری مداوم‌تر را برساند.

Common. Similar but can imply more continuous unsteadiness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000