mainstay

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

main·stay/ˈmeɪnsteɪ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): mainstays

اسم — ستون فقرات

ستون فقراتتکیه‌گاه اصلیپایه اصلی

فرد یا چیزی که مهم‌ترین بخش یا تکیه‌گاه اصلی یک چیز است.

A person or thing that is the most important part or support of something.

«او تکیه‌گاه اصلی کسب‌وکار خانوادگی است.»

She is the mainstay of the family business.

«کشاورزان کوچک پایه اصلی اقتصاد روستایی هستند.»

Small farmers are the mainstay of the rural economy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pillarستون

متداول. وقتی می‌خواهیم تأکید بر حمایت اساسی یا عضو اصلی کنیم قابل جایگزینی است؛ مثلاً «او ستون تیم است» مشابه mainstay است. برای چیزها کمتر استفاده می‌شود.

Common. Can replace mainstay when emphasizing a fundamental support or an essential member; e.g., 'He is a pillar of the team' works like 'mainstay'. Less common for things.

cornerstoneسنگ بنای اصلی

رسمی. بیشتر برای اصول و پایه‌ها به کار می‌رود. زمانی که از تکیه‌گاه اساسی صحبت می‌شود قابل جایگزینی است؛ مثلاً «آموزش سنگ بنای جامعه است.»

Formal. Used mostly for foundational elements or principles. Interchangeable with mainstay when referring to essential support; e.g., 'Education is the cornerstone of society.'

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): mainstays

اسم — بادبان اصلی

بادبان اصلیبادبان اصلی کشتی

بادبانی اصلی روی کشتی که برای تعادل و پیش‌راندن به کار می‌رود و معمولاً بزرگ‌ترین بادبان روی دکل اصلی است.

A principal sail on a ship used for stability and propulsion, typically the largest sail on the mainmast.

«بادبان اصلی باد را گرفت و کشتی را به جلو راند.»

The mainstay caught the wind and propelled the ship forward.

«دریانورد بادبان اصلی را تنظیم کرد تا سرعت کشتی را تغییر دهد.»

The sailor adjusted the mainstay to change the ship’s speed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mainsailبادبان اصلی

فنی. به طور خاص به بادبان اصلی کشتی اشاره دارد. در زمینه دریایی کاملاً جایگزین mainstay می‌شود.

Technical. Specifically refers to the main sail on a ship. Fully interchangeable with mainstay in nautical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000