make a pig's ear of

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk ə pɪɡz ɪr əv/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کاری را خراب کردن

کاری را خراب کردنگند زدن به کار

کاری را خیلی بد انجام دادن یا آن را به‌هم‌ریخته کردن.

To do something very badly or turn it into a mess.

«ارائه را حسابی خراب کردم.»

I made a pig's ear of the presentation.

«آن‌ها تعمیرات را خیلی بد انجام دادند.»

They made a pig's ear of the repairs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000