make ends meet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/meɪk ɛndz miːt/
phrase (عبارت)common

عبارت — از پس مخارج برآمدن

از پس مخارج برآمدندخل‌وخرج را جور کردن

آن‌قدر درآمد داشتن که فقط هزینه‌های اصلی زندگی را پوشش دهد.

To have just enough money to pay for basic living costs.

«آن‌ها برای جور کردن دخل‌وخرج دو شغل دارند.»

They work two jobs to make ends meet.

«با این حقوق از پس مخارج برآمدن سخت است.»

It is hard to make ends meet on this salary.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000