maneuvered

ma·neu·vered/məˈnuːvərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): maneuveredpast participle (مفعولی): maneuvered-ing (حال): maneuvering3rd (سوم): maneuvers

فعل — مانور دادن

مانور دادنحركت دادن

با مهارت یا احتیاط حرکت دادن یا اداره کردن، اغلب به شیوه‌ای برنامه‌ریزی‌شده.

Moved or handled skillfully or carefully, often in a planned way.

«او ماشین را با مهارت به جای پارک تنگ هدایت کرد.»

She maneuvered the car into the tight parking spot.

«کاپیتان کشتی را از مسیر باریک عبور داد.»

The captain maneuvered the ship through the narrow channel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
steeredراندن

رایج. هدایت حرکت چیزی، مشابه در بسیاری از موارد.

Common. To direct the movement of something, similar in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000