در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
باعث شدن چیزی ظاهر رگهدار، لکهدار یا متنوع سنگ مرمر را پیدا کند.
To cause to have the variegated, streaky, or mottled appearance of marble.
«او یاد گرفت چگونه کاغذ را با استفاده از رنگهای خاص مرمری کند.»
“She learned to marbleise paper using special paints.”
«سرآشپز تصمیم گرفت خمیر کیک را مرمری کند تا ظاهری منحصر به فرد داشته باشد.»
“The chef decided to marbleise the cake batter for a unique look.”
رایج. با الگوی رگه مانند، اغلب با رنگی متفاوت، علامتگذاری یا تزئین کردن. این بسیار نزدیک به 'marbleise' است زیرا مرمر به رگههایش معروف است. 'چوب به زیبایی رگه دار شده بود' درست است.
Common. To mark or decorate with a vein-like pattern, often of a different color. This is very close to 'marbleise' as marble is known for its veins. 'The wood was beautifully veined' works.
(در مورد گوشت) ایجاد رگههای چربی که شبیه مرمر هستند.
(Of meat) to develop streaks of fat that resemble marble.
«گوشت گاو با کیفیت بالا اغلب با رگههای ظریف چربی مغزدار میشود.»
“High-quality beef is often marbleised with fine streaks of fat.”
«کشاورز قصد داشت گوشت خوک را برای طعم بهتر مغزدار کند.»
“The farmer aimed to marbleise the pork for better flavor.”
رایج. چاق کردن یک حیوان یا شخص. اگرچه به مرمری کردن گوشت مربوط میشود، 'fatten' یک اصطلاح گستردهتر است که به طور خاص به چربی داخلی رگه دار مورد نظر برای مرمری کردن اشاره نمیکند. 'آنها گاوها را برای بازار چاق کردند' درست است.
Common. To make an animal or person fatter. While related to marbleising meat, 'fatten' is a broader term that doesn't specifically refer to the streaky internal fat desired for marbleising. 'They fattened the cattle for market' works.