marble

mar·ble/ˈmɑːrbəl/
1noun (اسم)common

اسم — مرمر

مرمرسنگ مرمر

نوعی سنگ آهک دگرگونی سخت و بلوری، معمولاً سفید با رگه‌های رنگی، که قابل پرداخت و استفاده در مجسمه‌سازی و معماری است.

A hard, crystalline metamorphic form of limestone, typically white with mottlings or streaks of color, able to be polished and used in sculpture and architecture.

«مجسمه از سنگ مرمر سفید تراشیده شده بود.»

The statue was carved from white marble.

«صفحه‌کابینت‌های مرمری در آشپزخانه‌ها بسیار محبوب هستند.»

Marble countertops are very popular in kitchens.

2noun (اسم)commonplural (جمع): marbles

اسم — تیله

تیله

یک گوی کوچک شیشه‌ای یا سنگی که معمولاً در بازی‌های کودکان استفاده می‌شود.

A small ball of glass or stone, typically used in children's games.

«او همه تیله‌هایش را در بازی باخت.»

He lost all his marbles in the game.

«بچه‌ها از بازی با تیله‌ها لذت بردند.»

The children enjoyed playing with marbles.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): marbledpast participle (مفعولی): marbled-ing (حال): marbling3rd (سوم): marbles

فعل — مرمری کردن

مرمری کردنرگه‌دار کردن

چیزی را طرح‌دار یا رگه‌دار کردن به گونه‌ای که شبیه رنگ‌آمیزی متنوع مرمر شود.

To pattern or streak something to resemble the variegated coloring of marble.

«او یاد گرفت که چگونه برای پروژه هنری‌اش کاغذ را مرمری کند.»

She learned how to marble paper for her art project.

«شیرینی‌پز تصمیم گرفت خمیر کیک شکلاتی را رگه‌دار کند.»

The baker decided to marble the chocolate cake batter.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000