maraud

ma·raud/məˈrɔːd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): maraudedpast participle (مفعولی): marauded-ing (حال): marauding3rd (سوم): marauds

فعل — غارت کردن

غارت کردنحمله کردن

گشتن و حمله کردن برای دزدیدن یا آسیب رساندن

to roam and raid in search of things to steal or attack

«راهزنان بارها روستا را غارت کردند.»

Bandits marauded the village repeatedly.

«آنها در اطراف روستاها غارت می‌کردند.»

They marauded through the countryside.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raidحمله ناگهانی

رسمی. معنای مشابه ولی raid معمولاً به حمله سازمان‌یافته اشاره دارد.

Formal. Similar meaning but raid often implies an organized attack.

plunderچپاول

رسمی. تاکید بر دزدی در حمله خشونت‌آمیز.

Formal. Emphasizes stealing during violent attack.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000