raid

/reɪd/
1noun (اسم)commonplural (جمع): raids

اسم — یورش

یورشحمله ناگهانی

حمله یا یورش ناگهانی، معمولاً توسط پلیس یا نظامی.

A sudden attack or incursion, typically by police or military.

«پلیس به خانه مظنون یورش برد.»

The police conducted a raid on the suspect’s home.

«ارتش هنگام سپیده‌دم یورش برد.»

The army made a raid at dawn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackحمله

رایج. معنای کلی حمله؛ raid ناگهانی و کوتاه‌مدت است.

Common. General term for assault; 'raid' implies surprise and brief duration.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): raidedpast participle (مفعولی): raided-ing (حال): raiding3rd (سوم): raids

فعل — یورش بردن

یورش بردنحمله ناگهانی کردن

انجام حمله یا یورش ناگهانی.

To make a sudden attack or incursion.

«ارتش به اردوگاه دشمن یورش برد.»

The army raided the enemy camp.

«پلیس به آزمایشگاه مواد مخدر یورش برد.»

Police raided the drug lab.

تفاوت با واژه‌های مشابه
attackحمله کردن

رایج. معنای مشابه ولی raid یورش ناگهانی و کوتاه است.

Common. Similar meaning but 'raid' suggests surprise and short duration.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000