ragtag

rag·tag/ˈræɡtæɡ/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more ragtagsuperlative (عالی): most ragtag

صفت — پراکنده

پراکندهبی‌نظمناجور

متشکل از افراد یا چیزهای متنوع، نامنظم یا بی‌شخصیت

Consisting of diverse, poorly organized, or disreputable people or things

«آنها تیمی پراکنده و نامنظم برای مسابقه تشکیل دادند.»

They formed a ragtag team for the competition.

«گروه نابسامان برای بقا تلاش می‌کرد.»

The ragtag group struggled to survive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disorganizedنامنظم

رایج است. به معنی بی‌نظمی، مشابه ragtag در معنا.

Common. Means lacking order, similar to ragtag in context.

motleyرنگارنگ

رسمی یا ادبی است. به ترکیب متنوع و غیرعادی اشاره دارد.

Formal or literary. Refers to a varied and unusual mixture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000