marinate

mar·i·nate/ˈmærɪneɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): marinatedpast participle (مفعولی): marinated-ing (حال): marinating3rd (سوم): marinates

فعل — مرینیت کردن

مرینیت کردنمازه‌دار کردن

قرار دادن غذا، به‌ویژه گوشت، در مایعی مزه‌دار شده برای افزودن طعم قبل از پختن.

To soak food, especially meat, in a seasoned liquid to add flavor before cooking.

«او مرغ را تمام شب در مارینیت گذاشت.»

She marinated the chicken overnight.

«گوشت را حداقل دو ساعت مرینیت کنید.»

Marinate the meat for at least two hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soakخیس کردن

اصطلاح کلی برای فرو بردن غذا یا ماده در مایع؛ marinate خاص افزودن طعم است.

General term for immersing food or material in liquid; marinate is specific for adding flavor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000