در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قابل علامتگذاری یا به راحتی قابل علامتگذاری؛ مناسب برای ایجاد علامت روی آن.
Capable of being marked or easily marked; suitable for making a mark on.
«جنس نرم بود و به راحتی با مداد قابل علامتگذاری بود.»
“The material was soft and easily markable with a pencil.”
«معلمان به دنبال تکالیف قابل نمرهدهی هستند.»
“Teachers look for markable assignments.”