marionettes

mar·i·on·ettes/ˌmærɪəˈnɛts/
marilittleonettedoll or puppet
noun (اسم)commonplural (جمع): marionettes

اسم — عروسک‌های نخ‌دار

عروسک‌های نخ‌دارمارینت‌ها

عروسک‌هایی که با نخ از بالا کنترل می‌شوند

Puppets controlled by strings from above

«کودکان از دیدن اجرای مارینت‌ها لذت بردند.»

The children loved watching marionettes perform.

«مارینت‌ها به زیبایی روی صحنه می‌رقصند.»

Marionettes dance gracefully on the stage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
puppetsعروسک‌ها

رایج. هر نوع عروسکی که در نمایش کنترل می‌شود.

Common. Any controlled figures used in performance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000