marine

ma·rine/məˈriːn/
mar-sea, ocean-inerelated to / connected with
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more marinesuperlative (عالی): most marine

صفت — دریایی

دریاییوابسته به دریا

مربوط به دریا یا اقیانوس؛ چیزی که در دریا یا اقیانوس وجود دارد

Related to or found in the sea or ocean

«جانوران دریایی در صخره مرجانی بسیار متنوع‌اند.»

The marine life in the coral reef is very diverse.

«او زیست‌شناسی دریایی در دانشگاه مطالعه می‌کند.»

He studies marine biology at the university.

تفاوت با واژه‌های مشابه
navalدریایی (وابسته به نیروی دریایی)

رسمی. مخصوص کشتی‌های نظامی یا موضوعات نیروی دریایی است، نه به معنای کلیِ مرتبط با دریا.

Formal. Refers specifically to military ships or navy-related matters, not general sea things.

oceanicاقیانوسی

رسمی/علمی. بیشتر به اقیانوس اشاره دارد و در زمینه‌های علمی یا جغرافیایی کاربرد دارد.

Formal/scientific. Refers mostly to the ocean, used in scientific or geographic contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): marines

اسم — تفنگدار دریایی

تفنگدار دریایینیروی دریایی

عضوی از نیروهای نظامی که برای خدمت در خشکی و دریا آموزش دیده است، مخصوصاً نیروهای پیاده‌نظام دریایی

A member of a military force trained to serve on land and at sea, especially in naval infantry

«تفنگدار دریایی به پایگاه ساحلی اعزام شد.»

The marine was deployed to the coastal base.

«تفنگداران دریایی معمولاً آموزش‌های فیزیکی سنگینی می‌بینند.»

Marines often undergo intense physical training.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soldierسرباز

روزمره. کلی‌تر است و به همه نیروهای نظامی اشاره دارد، نه فقط تفنگداران دریایی.

Everyday. General term for military personnel, less specific than marine.

corpsmanپرسنل پزشکی نیروی دریایی

فنی. اختصاصی به پرسنل پزشکی در نیروی دریایی است و جایگزین marine نمی‌شود.

Technical. Specifically a medical specialist in the naval military context, not interchangeable with marine.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000