martyrdom

mar·tyr·dom/ˈmɑːrtərdəm/
martyrsomeone who suffers or dies for a cause-domstate or condition
noun (اسم)formal

اسم — شهادت

شهادتحالت شهید شدن

حالت یا وضعیت کسی که به خاطر باور یا هدفی رنج می‌کشد یا می‌میرد.

The state or condition of being a martyr, especially suffering or dying for a belief or cause.

«او شهادت را برای ایمان خود پذیرفت.»

He accepted martyrdom for his faith.

«داستان‌های شهادت الهام‌بخش بسیاری است.»

Stories of martyrdom inspire many.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000