matrix

ma·trix/ˈmeɪtrɪks/
1noun (اسم)formalplural (جمع): matrices

اسم — ماتریکس

ماتریکسچارچوبساختار

محیط یا ساختاری که در آن چیزی شکل می‌گیرد یا جای‌داده می‌شود.

An environment or structure in which something develops or is contained.

«برکه به عنوان چارچوب رشد بسیاری از گیاهان عمل کرد.»

The pond acted as a matrix for many plants.

«سلول‌ها در داخل ماتریکس رشد می‌کنند.»

Cells grow within the matrix.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frameworkچارچوب

متداول. پایه یا شرایط ساختار که در برخی زمینه‌ها با matrix برابر است.

Common. Structural basis or setting, interchangeable with matrix in some contexts.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): matrices

اسم — ماتریس

ماتریس

آرایه‌ای مستطیلی از اعداد یا نمادها در ریاضیات.

A rectangular array of numbers or symbols in mathematics.

«ماتریس را در بردار ضرب کن.»

Multiply the matrix by the vector.

«ماتریس می‌تواند سیستم معادلات را نمایش دهد.»

A matrix can represent a system of equations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000